328بود، على عليه السلام كه از كنار آنها مىگذشت سخنان آن دو را شنيد، به آنها گفت: من، حيا مىكنم و شرمم مىآيد كه شما با اين سن و سال به چه چيزهايى افتخار مىكنيد! من با اين سن و سالى كه دارم واجد امتيازى مىباشم كه هيچيك از شما آن را نداريد. گفتند: آن چيست؟ على عليه السلام گفت: آنقدر به بينى شما زدم (جهاد كردم) تا مسلمان شديد. عباس خشمگين برخاست و دامن كشان به نزد پيغمبر صلى الله عليه و آله رفت و از على عليه السلام شكايت نمود. پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را بخواند و فرمود: چرا به عمويت چنين گفتى؟ عرض كرد: من سيلى حقى به وى زدم، خواه او را خوش آيد يا برنجد. در اين حال جبرئيل نازل شد و گفت:
خداوند سلامت مىرساند و مىفرمايد: اين آيه را براى آنها بخوان:
«أَ جَعَلْتُمْ سِقٰايَةَ الْحٰاجِّ وَ عِمٰارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ...»
آيا آب دادن به حاجيان و تعمير مسجدالحرام را با ايمان به خدا و روز جزا و جهاد در راه خدا برابر مىدانيد؟ هرگز اينها نزد خداوند يكسان نباشد. 1اين روايت از احاديث معروف و مشهور است كه حتى افراد متعصّب به آن اعتراف كردهاند، ضمناً در كتابهاى فراوانى از اهل سنت با تفاوت مختصرى 2 آمده است. توضيح بيشتر و مفصّل اين حديث در كتاب «احقاق الحقّ» جلد سوم صفحۀ 122 تا 172 موجود است. شايسته است كه عزيزان و طالبان حقيقت، مراجعه فرمايند.
در حديث رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله آمده است كه فرمود:
«كُلُّ مَأْثِرَةٍ مِنْ مَآثِرِ الْجٰاهِلِيَّةِ تَحْتَ قَدَمي الاّ سِقٰايَةَ الْحٰاجِّ وَ سِدٰانَةَ الْبَيْتِ». 3
تمام نشانه هاى جاهليت را زير پا گذاشتهام، جز منصب سقايت و سدانت، يعنى پرده دارى خانه.
خلاصه منصب سقايت كه پيامبر هم آن را حفظ كرده است، يعنى آب دادن حاجيان و زائران كعبه، در دست عباس عموى پيامبر از بنىهاشم بود. در هنگام ظهور اسلام مناصب بسيارى در ارتباط با برگزارى مراسم حج و پذيرايى زائران وجود داشت كه از مهمترين آنها مىتوان به مناصب سقايت (آب دادن حاجيان)، رفادت (ميهماندارى) و حجابت (دربانى، كليددارى) و سِدانت (پردهدارى) قيادت (سردارى و سرپرستى كاروانهاى بازرگانى) اشاره كرد. 4