276
نقش زينب در آزادى ابوالعاص
زينب براى آزادى ابوالعاص به وسيلۀ هيأتى كه جهت گفتگو دربارۀ اسراى جنگى عازم مدينه بود، چند قطعه زيور آلات خدمت رسول خدا فرستاد و از آن حضرت درخواست نمود كه در مقابل آنها، همسر وى آزاد شود. در ميان اين زيور آلات، گردنبند يادگارى خديجه نيز به چشم مىخورد كه پيامبر صلى الله عليه و آله با ديدن آن از خديجه ياد نمود و در حق وى دعا كرد و تأثر و رقّت در چهرۀ آن حضرت مشاهده گرديد. آنگاه با اصحاب خويش مشاوره و به آنان پيشنهاد نمود، اگر صلاح بدانيد همسر دخترم زينب را آزاد كرده و آنچه از مال دنيا به عنوان عوض فرستاده است به او برگردانيد. صحابه پيشنهاد آن حضرت را پذيرفتند و استقبال و اظهار مسرت نمودند و بدينگونه ابوالعاص پس از مدتى اسارت از دست مسلمانان آزاد، و به سوى مكه رهسپار شد و گردن بند يادگارى خديجه را به زينب باز پس داد، ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله به هنگام آزادى ابوالعاص با وى شرط نمود كه از اين پس زينب را در هجرت به مدينه آزاد بگذارد، و او هم بر تعهد خود عمل كرد و با رسيدن به مكه، زينب را به همراهى برادرش «كنانة بن ربيع» راهى مدينه ساخت.
«كنانة بن ربيع» بنا به درخواست برادرش ابوالعاص، زينب را در كجاوهاى نشاند و به سوى مدينه حركت نمود. عدهاى از قريشيان (از جمله هبار بن اسود) كه از اين موضوع مطلع شدند او را تعقيب كرده، در بيرون مكه در محلى بنام «ذى طوى» بدو رسيدند. 1 كنانه با ديدن منظرۀ حمله به كجاوۀ زينب، آمادۀ تيراندازى و دفاع از وى گرديد و قريشىها به شهر بازگشتند. بدين گونه كنانه زينب را به مكه بازگرداند و پس از مدتى شبانه مجدداً به مدينه حركت كرد و به رسول خدا صلى الله عليه و آله ملحق گرديد. (هبار در فتح مكه از ترس جانش فرار نمود و بعدها در مدينه به حضور رسول اكرم صلى الله عليه و آله رسيد و شهادتين را بر زبان جارى و اسلام خود را اعلام نمود. رسول خدا فرمود:
ديگر كسى متعرض او نشود). در نهايت پس از گذشت شش سال مفارقت ابوالعاص با زينب؛