258
مثله شدن پيكر حمزه پس از شهادت
اوّلين حادثه پس از شهادت حضرت حمزه، مُثله شدن پيكر آن حضرت به وسيلۀ هند بود. طبرى در اين باره مىگويد: پس از شهادت حمزة بن عبدالمطلب و خاموش شدن شعلۀ جنگ، هند به همراه ديگر زنان قريش به سوى ميدان جنگ هجوم بردند و به مثله كردن اعضاى ياران پيامبر پرداختند.
هند خود را بر پيكر حمزه رسانيد و آن را قطعه قطعه كرد و گوش و بينى و ساير اعضايش را بريد و از آنها براى خود خلخال و گردنبند ساخت و زيور آلات خود را به وحشى «قاتل حمزه» بخشيد و همچنين او سينۀ حمزه را شكافت و كبدش را درآورد و در دهن گذاشت كه آن را ببلعد ولى نتوانست.
پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى پيكر پاره پاره و مثله شدۀ عمويش را ديد، گريه كرد و فرمود:
«لَن اصابَ بِمِثلِكَ ابداً»
براى من مصيبتى بالاتر از مصيبت تو نخواهد بود.
و نيز فرمود:
« وَ اللَّهِ مَا وَقَفْتُ مَوْقِفاً قَطُّ أَغْيَظَ عَلَيَّ مِنْ هَذَا الْمَكَانِ 1»
به خدا سوگند در هيچ جا خشمگينتر از اين مكان نبودهام.
در آن حال بود كه فرمود:
هم اينك جبرئيل نازل شد و اين مژده را به من داد: «اِِنّ حَمزَةَ مَكْتُوبٌ فِى السَّماواتِ السَّبْعِ حَمزَةَ بن عَبدالمُطَّلب اسَداللّٰه وَ اسَد رَسُولِه» 2؛ در آسمانهاى هفتگانه نوشته شده است كه حمزه شير خدا و شير رسول خداست
و در روايت ديگر از جابربن عبداللّٰه انصارى نقل شده است كه چون رسول خدا جسد عمويش را ديد، گريه كرد و چون ديد او را مثله كردهاند، با صداى بلند گريست.
صفيّه و پيكر حضرت حمزه عليه السلام
«صَفيّه» خواهر حمزه خود را به احد رسانيد تا پيكر برادرش را ببيند، چون خبر به رسول خدا رسيد به «زبير» دستور داد «اَلقِها فَارْجِعْها، لاتَرى ما بِأخيها» برو مادرت را برگردان تا برادرش را با اين وضع نبيند، زبير به استقبال مادرش شتافت و گفت: مادر! رسول خدا دستور مىدهد كه برگردى، صفيّه