249
سخنان زيباى آن حضرت هنگام پرواز به ملكوت اعلى
«ابو نعيم» و «ابن جوزى» از دانشمندان اهل سنت روايت كردهاند كه چون هنگام احتضار براى امام حسن عليه السلام فرار رسيد به اطرافيان خود فرمود:
«اُخرُجُونىٖ الى صَحنِ الدّار انظُرَ فى مَلَكوتِ السَّماءِ.»
مرا به صحن خانه ببريد، تا در ملكوت آسمان نظر بيفكنم.
و چون آن حضرت را به صحن خانه آوردند سر را به سوى آسمان بلند كرده گفت:
«اَلّٰلهُمَّ انّى احتَسِبُ عِندَكَ فَاِنَّها اعَزُّ الاَنْفُسُ عَلَىَّ لَمْ اصَب بِمِثْلِها...» 1
خدايا من جانِ خود را به حساب تو مىدهم كه آن عزيزترين جانها نزد من است و من مانند آن را نيافتم...
در هنگام رحلت امام حسن عليه السلام ، برادرش امام حسين عليه السلام به آن حضرت گفت:
برادر جان دوست دارم حال تو را اكنون بدانم.
فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود: تا وقتى كه روح در بدن ما خاندان هست، عقل از ما مفارقت نخواهد كرد، اكنون دست خود را در دست من بگذار. حضرت امام حسين عليه السلام دست در دست آن حضرت گذاشت، پس از لحظاتى فشار خفيفى به دست حسين داد و فرمود:
«قٰالَ لىٖ مَلَكُ الموتِ: ابشِر فِأِنَّ اللّٰهَ عَنكَ راضٍ... 2
فرشته مرگ به من گفت: مژده! كه خدا از تو راضى است.
دردناكتر از همۀ مصيبتها، تيرباران كردن جنازۀ امام حسن عليه السلام است. «ابن شهر آشوب» روايت كرده است كه:
«و رَمَوا بالنَّبالِ جَنازَتَه حَتّى سَلَّ مِنهٰا سَبعونَ نَبلاً» 3
جنازۀ آن حضرت را تيرباران كردند تا جايى كه هفتاد چوبۀ تير بر تابوت آويخته شد.