213به شمار مىآمده است، برافراشته بودن آن دليل حيات جمعى آنان بوده است و افتادن و خوابيدن آن، علامت شكست آنان بوده است. دلاورترين آنان مأمور به دست گرفتن پرچم بوده است، دلاوران دور او را مىگرفتند كه برافراشته بماند، برعكس دشمن كوشش مىكرد كه پرچم را بخواباند . پرچم، مقدس و محترم بود. امروز نيز پرچم رمز استقلال و وحدت و شخصيت مستقل ملتها و كشورهاست. هر كشورى از خود پرچم و علامتى دارد و آن را مقدس مىشمارد و احياناً به آن سوگند مىخورد.
اميرالمومنين عليه السلام مىفرمايد: «كعبه پرچم اسلام است» يعنى همانطور كه پرچمها رمز اتحاد و يگانگى جمعيتها و نشانۀ همبستگى آنهاست و بر پا بودن آن علامت حيات آن هاست، كعبه براى اسلام اينچنين است.
در بيانى ديگر حضرت امام صادق عليه السلام درمورد اجتماع عظيم حج فرمودهاند: فَجَعَلَ فِيهِ الِاجْتِمَاعَ مِنَ الشَّرْقِ وَ الْغَرْبِ لِيَتَعَارَفُوا 1يعنى خداوند مقرر كرد از شرق و غرب عالم در آنجا جمع شوند براى اين كه يكديگر را بشناسند.
حضرت على عليه السلام در كلمات ديگر خود ضمن بيان فلسفۀ پارهاى از مقررات اسلامى دربارۀ حج مىفرمايد: «الْحَجَّ تَقْوِيَةً لِلدِّينِ» 2 يعنى حج تقويت دين است (يا فلسفۀ حج نزديك كردن پيروان دين به يكديگر است. اگر مفهوم كلام حضرت اين باشد كه فلسفۀ حج تقويت دين است منظور اين است كه با اجتماع حج روابط مسلمانان محكمتر و ايمان آنها بيشتر و قوىتر مىگردد. اگر مفهوم كلام اين باشد كه فلسفۀ حج نزديك كردن دين است باز واضح است كه منظور نزديك شدن دلهاى مسلمانان است و نتيجۀ آن تقويت و نيرومندى اسلام است.
در حديث ديگرى وارد شده است «لاٰيَزالُ الدّينُ قائِماً مٰا قامَت الكَعْبَةُ.» 3
يعنى مادام كه كعبه به پاست اسلام بپاست، مادام كه حج زنده و باقى است، اسلام زنده و باقى است كعبه پرچم مقدس اسلام است و رمز وحدت و استقلال مسلمين. از اينجا مىفهميم كه منظور اسلام اين نبوده كه مردم ندانسته و نفهميده به مكه بروند و فقط يك سلسله مناسك كه براى خود آنان نامفهوم است بجا آورند. منظور اين است كه تحت لواى كعبه يعنى همان خانهاى كه اولين بار بشر براى پرستش خداى يگانه بنا كرد، به صورت يك قوم واحد و ملت واحد و هم عزم و هم رزم گرد هم آيند. شعار اصلى اسلام «توحيد» است و كعبه خانۀ توحيد است. 4