194استعمال مىشود.
اقسام حج:
1 -\حج قران: اينگونه حج بر مسلمانى واجب است كه فاصلۀ منزل او تا مسجدالحرام كمتر از 16 فرسخ شرعى ( 88 كيلومتر) بوده باشد. و تفاوتى ميان واجبات و مستحبات اين حج و حج افراد نيست، جز آنكه در حج قران حجگزار هنگام احرام بايد قربانى خود را اعم از گاو و گوسفند همراه داشته باشد و مستقيماً از ميقات به سمت عرفات و سپس مشعر و بالاخره به سمت منا آمده و در قربانگاه منا قربانى را به همراه ديگر حاجيان در روز دهم ذىالحجه قربانى كند.
2 -\حج افراد: اينگونه حج بر مسلمانى واجب است كه فاصلۀ منزل او تا مسجد الحرام كمتر از 16 فرسخ شرعى (88 كيلومتر) بوده باشد. وظيفۀ اينگونه حاجيان انجام دوازده عمل است.
3 - حج تمتع: اينگونه حج بر تمام كسانى واجب است كه فاصلۀ وطن آنها تا مسجدالحرام بيش از 16 فرسخ شرعى (88 كيلومتر) بوده باشد، از اين رو بيشتر مسلمانان اينگونه حج را به جاى مىآورند. 1«ذٰلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حٰاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ» 2، بنابراين كسانى كه وطن آنان تا مسجدالحرام 88 كيلومتر (16 فرسخ) باشد، حج واجب آنان حج تمتع است. با توجه به مطالب ياد شده پى مىبريم كه نوع حجى كه بر بيشتر مسلمانان واجب است، حج تمتع مىباشد، و وظيفۀ ما ايرانيان نيز همين قسم از حج است.
حج در اصطلاح فقها
حجّ، زيارت كعبه با اعمال مخصوص در مكانهاى مخصوص است. 3 صاحب «جواهر» مىفرمايد: الحَجُّ وَ ان كان فى اللُّغَةِ هُوَ القَصدُ، فَقَد صٰارَ فى الشَّرعِ: «اِسماً لِمَجموعِ المَناسِكِ المُؤدّاة فى المَشاعِرِ المَخصوصَةِ». 4حج، به مجموع اعمال و مناسكى كه حجاج در ايام حج انجام مىدهند، گفته مىشود. معناى ديگر حج:«الحجُّ قصدُ البيتِ للتَّقربِ الى اللّٰهِ تعالى بِاَفعالٍ مَخصوصةٍ فى اماكنٍ مَخصُوصَةٍ»
حج، زيارت كعبه با اعمال مخصو ص در مكانهاى مخصوص است. حج، آهنگ مخصوص بيت