162امام صادق عليه السلام در علوم طبيعى بحثهايى نمود و رازهاى نهفته اى را بازكرد كه براى دانشمندان امروز مايۀ اعجاب است و گواه روشن آن «توحيد مفضل» است كه امام آن را در چهارده روز املا كرد و «مفضل بن عمر كوفى» نوشت. در اين كتاب امام از رهگذر بيان قوانين طبيعى حاكم بر جهان، منطق خداپرستان را ثابت مىكند. 1دربارۀ عظمت و شخصيت امام صادق عليه السلام كافى است بدانيم كه دشمن او، «منصور دوانيقى» وقتى از شهادتش آگاه شد، بى اختيار براى او گريه كرد و اشك ريخت.
«مالك بن انس» كه يكى از ائمۀ مذاهب چهارگانۀ اهل تسنن است، مىگويد: من كراراً به حضور امام صادق عليه السلام مىرسيدم، او را پيوسته در يكى از سه حال مىديدم يا نماز مىگزارد يا روزهدار بود يا قرآن مىخواند و هرگز چشمى مانند او را نديده و گوشى نظير آن را نشنيده و هرگز بر قلب انسانى برتر از جعفربن محمد از نظر دانش و عبادت و پرهيزكارى خطور نكرده است.
امام صادق عليه السلام حدود 50 سال از زندگى خود را در عهد امويان گذراند و مورد ستم آنها بود، همانها بودند كه «زيدبن علىبن الحسين» 2 عموى آن حضرت را در كوفه به سال 122 هجرى برهنه و وارونه به دار آويختند.
امام حدود 50 سال با بنىاميه به سر برد، باقيماندۀ عمر خود را با فرزندان عباس سپرى نمود و اگر در مقطع نخست شاهد ستمها و محدوديتها بود، مقطع ديگر نيز دست كم از اولى نداشت، بلكه ستم در بخش دوّم افزايش يافت.
شرايط سياسى و اجتماعى در اين فترت كه طرفداران اموى با گروه مخالف در زد و خورد بودند، به امام اجازه داد كه وظيفۀ خود را از طريق نشر علوم و آثار اسلامى و تربيت شاگردان، تجسم بخشد و دانشگاه بزرگى را كه پدر گرامى او پىريزى كرده بود شكل دهد.
از اين كه در اين مدت سى و چهار سال، هفت خليفۀ اموى و عباسى زمام امور را به دست گرفتند، پژوهشگران خارجى آن را حاكى از تسلط يك نوع تشنج و اضطراب بر جامعۀ اسلامى مىدانند، تشنجى كه موجب شد حكومت اموى، در سال 132 هجرى منقرض شود و زمام امور به دست فرزندان عباسى بيفتد كه آنان نيز در ظلم و ستم كمتر از فرزندان بنىاميه نبودند و در مواردى شديدتر و بدتر از آنان عمل مىكردند. 3