205عرضه شده بود! ليكن او نخواست با قوم خويش ستيز نمايد. همچنين خالدبن اسيد گفت: سپاس خداوندى را كه پدرم را گرامى داشت و صداى اذان امروز را نشنيد (گفتنى است كه اسيد روز قبل از فتح مكه مرده بود).
حارث بن هشام نيز گفت: واى بر من، اى كاش! پيش از آن كه بلال بر بام كعبه اذان بگويد و همچون ...! مرده بودم.
همچنين حكم بن ابى العاص گفت: به خدا سوگند اين حادثۀ بسيار بزرگى است كه بردهاى از خاندان جُمح، بر فراز ساختمان ابى طلحه اذان بگويد.
سهيل بن عمر اظهار داشت كه: اگر اين كار موجب خشم خداوند باشد، به زودى آن را تغيير خواهد داد.
ابوسفيان گفت: ولى من هيچ سخنى نمىگويم؛ زيرا اگر چيزى بگويم اين سنگ ريزهها به او خبر مىدهند!
جبرئيل بر رسول خدا نازل گرديد و سخنان آنان را به اطلاع آن حضرت رسانيد.
پيامبر صلى الله عليه و آله در مقابل آنان ايستاد و فرمود: اما تو اى فلان، اين چنين گفتى و اما تو اى فلان، اين گونه گفتى!
ابو سفيان گفت: اما اى رسول خدا، من چيزى نگفتم. پيامبر صلى الله عليه و آله تبسمى كرد!
ابوالوليد مىگويد: بلال، از زمره بردگانى بود كه به كودكان يتيم خاندان سباق ابن عبدالدار تعلق داشت و پدرش به امية بن خلف جُمَحى سفارش كرده بود و اميه همان شخصى است كه بلال را شكنجه مىداد. نام برادر بلال «كحيل بن رباح» بود.
مؤذنان پيامبر صلى الله عليه و آله
در جلد دوم «تاريخ الخميس» دربارۀ تعداد مؤذنان پيامبر صلى الله عليه و آله مطالبى نوشته كه در اينجا متن آن را مىآوريم:
اما مؤذنان حضرت «عليه الصلاة و السلام» چهار نفر بودهاند. دو نفر در مدينه:
1- «بلال بن رباح» كه نام مادرش «حمامه» بود. وى بردۀ ابى بكر و نخستين شخصى بود كه براى رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله اذان گفت. بلال پس از درگذشت رسول خدا، براى