202نقطهاى كه آغاز حركت نيمه دويدن ( \ هَرْوَله) مىباشد قرار داشت.
اين سه مناره، كه اطلاعى از سازندۀ آن نداريم، نيز منهدم گرديد. از شخص يا اشخاص منهدم كنندۀ آن نيز در تاريخ يادى به ميان نيامده است.
از مطالبى كه آورديم چنين نتيجه گيرى مىشود كه اين سه مناره، حالت مأذنه نداشته و كسى بر بالاى آن جهت نداى اذان نمىرفته است، بلكه علائمى بوده كه آن نقاط به وسيله اين سه علامت مشخص مىشدهاند. به همين دليل در تاريخ سخنى از سازنده و منهدم كنندگان آنها به ميان نيامده است. پس اين گفته كه منارههاى ديگرى نيز در اطراف مسجدالحرام قرار داشته، درست نيست بلكه آنها علامتهايى به صورت منارههاى كوچك بوده و نشان دهندۀ مكانهاى خاصى در مسجدالحرام به شمار مىآمدند.
اينك جا دارد به منارههايى كه در خارج از مسجدالحرام و در مكّه مشرفه در دورانهاى دور بوده، بپردازيم:
فاسى به نقل از فاكهى مىنويسد: در مكۀ مكرمه و خارج از مسجدالحرام، منارههايى در درّهها و شِعبها و قلّه هاى كوههاى اطراف مكه قرار داشته كه تعداد آنها به حدود پنجاه مىرسيده است.
به هنگام فرا رسيدن وقت اذان مؤذنانى بر بالاى آن منارهها رفته و اذان مىگفتند. و هر يك از مؤذنان همانند ديگر مؤذنان مسجدالحرام و كارمندان آن، داراى حقوق و مزايا بوده و حقوقشان از مصر ارسال مىشد. فاسى به نقل از فاكهى همچنين نقل مىكند كه: در دورانهاى قديم به هنگام نماز، نداى اذان فقط در مسجدالحرام از بالاى منارهها بلند مىشد و هيچگاه مؤذنى از بالاى قلّههاى كوههاى اطراف، اذان نمىگفت: بدين سبب مردمى كه خارج از مسجدالحرام و در درّههاى آن قرار داشتند، به علت نشنيدن صداى اذان از فضيلت نماز اوّل وقت محروم مىماندند. تا آنجا كه در دوران هارونالرشيد فرزند محمد المهدى، عبداللّٰه بن مالك و ديگرانى نظير او، به هنگام ورودشان به مكه، به علّت نشنيدن صداى اذان، از فضيلت آن محروم مىشدند، از اين رو، در آن هنگام دستور داده شد كه بر بالاى بلنديهاى اطراف مكه، منارههايى ساخته شود. تا آن منارهها بر درّهها و شِعبهاى مكه مسلّط باشد و به هنگام نماز بر بالاى آن اذان گفته شود. همچنين براى