130را براى او خواند و با احاديث شريفۀ ديگرى او را تأييد نمود. حضرت در اين هنگام به عثمان و پسر عمويش شيبة بن عثمان بن ابى طلحه فرمود:
«هاك مفتاحك يا عثمان، غيبوه»؛ «عثمان! كليدت را بگير و آن را نزد خود پنهان نگاهدار.»
و نيز خطاب به آن دو فرمود: «خذوها يا بني أبي طلحة خالدة تالدة إلىٰ يوم القيامة لاينزعها منكم الاّ ظالم»
«اى فرزندان طلحه، بر گيريد آن را و بدانيد اين كليد بايد در خاندان شما تا روز قيامت پايدار و برقرار بماند و هيچكس آن را از شما باز پس نمىگيرد مگر اينكه ظالم است.»
همچنين فرمود: «إنّي لم أدفعها لكم ولكنّ اللّٰه دفعها لكم»
«من آن را به شما بر نگرداندم؛ زيرا اين خداوند بود كه آن را به شما باز گردانيد.»
ونيز فرمود: «إنّ لِلّه بيتاً امّنكم عليه»؛ «خداوند خانهاى دارد و شما را بر آن امين قرار داد.»
و باز فرمود: «اِنَّ لِلّه بيتاً فاحترموه»؛ «خداوند داراى خانهاى است پس از آن احترام نماييد.»
و فرمود: «كلّ مأثرة تحت قدمي هاتين، الاّ سدانة البيت و سقاية الحاج»
«تمام سنتهاى جاهلى در كف اين دو پاى مناست، بجز پردهدارى كعبه وسقايت زائران آن.»
شايد گرفتن كليد از عثمان به جهت آن بوده كه بدان صورت شرعى داده شود؛ زيرا معتقديم حضرت بر طبق آيه شريفۀ: إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوىٰ هيچگاه بر اساس خواستههاى خويش، دست به عملى نمىزده است.
در اينجا لطيفهاى در تفسير آمده است كه براى شما بازگو مىكنيم:
پس از جنگ حنين هنگامىكه آيه شريفۀ: وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبىٰ وَ الْيَتٰامىٰ وَ الْمَسٰاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ ... بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، عثمان بن طلحه به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد: اى پيامبرخدا، آنچه كه مربوط به خدا است، براى كيست؟ پيامبر از گفتۀ او به خنده افتاد و بدو فرمود: از آنِ پردهدار خانۀ خدا خاندان عبدالدار، پس در غنيمتها چنگى زده و آنها را در اختيار وى قرار داد.