119در آنجا به خودسازى و تهذيب نفس مشغول بودند، و بعضى نيز به جهت اقامت طولانى در آنجا ملقب به «جاراللّٰه» شدند.
گر عقل قبلهاى است تو بر وى مقدمى
ور فضل كعبهاى است تو در وى مجاورى 1
اديب صابر
به دست و به بازو و تيغ مقاتلان جهاد
به صدق توبه و زهد مجاوران حرم 2
اديب صابر
جان فرستادى به حج، حج كرد و آمد نزد تو
دل مجاور گشت آنجا گر نيايد گو مياى 3
سنايى
نه در كعبه مجاور بود چندين سالها بلعم
نه در كوى ضلالت بود چندين سالها عثمان
سنايى
خاطر خاقنى از آن كعبه شناس شد كه او
در حرم خدايگان كرده به جان مجاورى 4
خاقانى
نه شگفت اگر مسيح در آيد ز آسمان
آرد طواف كعبه و گردد مجاورش 5
خاقانى