82عذاب و آمرزش حيران و مرددّ خواهد بود». 1به قول حافظ:
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو
يادم از كِشتۀ خويش آمد و هنگام درو
گر روى پاك و مجّرد چو مسيحا به فلك
از چراغ تو به خورشيد رسد صد پرتو
اى حاجى عزيز! رمز صفا و مروه كشف موجوديت تو در حضور خداوند است. حاجى در آن حال از حقيقت وجودش آگاه مىشود و به ارزش خود پى مىبرد. كمتر كسى است كه در اين موقف خود را ناچيز نبيند و دار و ندارش را مايۀ شرمسارى در پيشگاه خداى متعال نداند. از اين رو در حال «هروله» فرياد برمىآورد و بر قصورش در بندگى اعتراف مىكند. خداى متعال نيز در قبول اعتراف حاجى از او مىخواهد كه اين حالت را با «تقصير» خاتمه دهد.
7. تقصير
زمانى كه حاجى به حقارت خود نزد رب العالمين پى برد، چارهاى جز اعتراف به گذشته و كوتاهى در بندگى ندارد. او با زبان حال مىگويد: اين بندۀ شرمنده، خود را در پيشگاهت ناچيز مىبيند و پيش از آنكه تو او را محكوم كنى، خود را درخور عذاب تو مىداند. خدايا اينك از اعمال زشتم و از وجودم كه با بدىها خو گرفته، بيزارم.
البته تقصير كردن نشانۀ بيزارى و بيرون آمدن از نفس اماره است.
اى حاجى عزيز! سرّ «تقصير»، بروز حالتى در ماست كه از گناهان