83خود پيوسته بيزارى بجوييم، و از كارهاى بد گذشته اظهار پشيمانى كنيم. زبان به سرزنش خود گشاييم، تا جايى كه از خودمان نفرت پيدا كنيم. خودى كه ساليان دراز با ما بوده و هرچه كارخوب و بد انجام دادهايم به امر او و همواره در خدمت منافع او بوده. امّا در حال تقصير از او بيزار مىشويم. داشتن چنين نفسى را در دنيا مايه سعادت و در آخرت باعث رضايت حضرت دوست نمىدانيم. پس اگر چنين حالتى به ما دست داد، بدانيم كه از سرّ تقصير آگاهى يافتهايم و جانمان براى هميشه از گناهان پاك خواهد بود. حتى ياد گذشتهها به فريادمان مىآورد و حال تبرّى از زشتىها را در ما تقويت مىكند. از طرفى پيوسته بر شوق راز و نياز با خدا و عذرخواهى از دوران تاريك زندگى مىافزايد. اينجاست كه خالق بىهمتا سفرۀ ديگرى براى ما مىگستراند و از بندگان گريزپا و پشيمان در عرفات پذيرايى مىكند.
دردم از يارست و درمان نيز هم
8. صحراى عرفات
«وقوف» در عرفات در واقع ورود به «ملكوت» حج است. انسان در اين مقام بايد با پاى دل وارد شود، عاشقانه محبوبش را فرياد زند و همۀ اندوختههاى عرفانى را بهكار گيرد. بايد بداند كه عرفات فضايى ملكوتى است و نسيم نفحات ربّانى در آن در حال وزيدن است. هر نَفَس حاجى در اين ساحت نشان ذكر است. بايد قدر لحظهها را دانست و با همۀ