67
ب) وارستگى كامل
در مقام «تلبيه» بايد خدا را با همۀ وجود طلب كنيم، يعنى همۀ جوارح و جوانح ما منتظر دريافت پيام پروردگار باشند. اين توفيق زمانى به دست مىآيد كه حواس باطنى ما فعال باشند. نفس ما هم داراى حواس ظاهرى است و هم باطنى. در هنگام «تلبيه» بايد حواس باطنى كه ابزار عالم غيب هستند، فعال شوند و اسرار غيبى را دريافت كنند. جناب مولوى زيبا گفته است:
پنبۀ آن گوش سر، گوش سرست
تا نگردد اين كر آن باطن كرست
پنبه اندر گوش حس دون كنيد
بند حس از چشم خود بيرون كنيد
بىحس و بىگوش و بىفكرت شويد
تا پيام ارجعى را بشنويد
يعنى آنچه مانع دريافت پيام غيبى مىشود همين حواس ظاهرى هستند كه در اين حال، نفس ما در مقام استغراق حضور نيست. زمانى كه حواس باطنى ما به كار بيافتند نفس ما مطمئنه مىشود، حواس ظاهرى به طور كلى تعطيل مىگردند و حاجى سالك پيام ارجعى را كاملاً مىشنود. و اين همان راز «تلبيه» است كه در نفس مطمئنه ما تحقق پيدا مىكند.
البته اين نكته را خاطر نشان مىكنيم كه پيام «ارجعى» خدا در همۀ حالات و آنات هستى به طور پيوسته وجود دارد، اين ما هستيم كه با موانع و حجابهاى گوناگون دست به گريبانيم و رابطۀ قلبى خود را كه محل دريافت اين پيام است با خدا قطع نمودهايم. در حالى كه بزرگان عرصه معرفت اتفاق نظر دارند كه براى حيات قلب، دريافت پيام از خدا حداقل يكبار در هفته لازم است. اگر ساليانى بگذرد و قلب از اين نعمت محروم بماند قلب كه نه، قبر است و بايد براى آن فاتحه خواند.