180روحانى بر نگردم.
الهى! لذّت با تو بودن مرا از همه چيز بيزار كرده است. دنيا در نظرم بىرنگ شده، آميزش با اين و آن بر وحشتم مىافزايد و تنها تو را زيبا مىبينم و تنها با تو آرام مىشوم. پس اى مهربان! دلم را از اغيار بستان و آن را خلوتگاه حضورت گردان و اين دعاى (سيد الشهدا(ع)) را در حقم اجابت فرما: «الهي انتَ الَّذي ازَلْتَ الاَغْيارَ عَنْ قُلُوبِ احِبّائكَ»؛ «تو آن خدايى هستى كه محبت اغيار را از قلوب عاشقانت مىزدايى».
خداوندا! چون شب فرا مىرسد ندايى از درون مرا مىخواند. ندايى از كوى آشنايى، ندايى كه آهنگ زندگى من است، ندايى كه رنگ و بوى تو دارد. يعنى تو مرا به شب زندهدارى دعوت مىكنى و در محفل روحانى سحر مىنشانى. قيام و قعودم را تماشا مىكنى، حال دعا و نيايشم مىدهى. آرام آرام دلم را مىگشايى و تنور آهم را شعلهور مىسازى، هرچه غير خود را در آن مىسوزانى. گناهانم را در نظرم حاضر مىكنى، مشت ندامت بر سرم مىزنى و كوتاهى در بندگى را به يادم مىآورى. حجابهاى ظلمانى را از دل و ديده مىزدايى. قلبم را به هيجان خشيت مىلرزانى، و پيشانىام را به خاك خضوع مىسايى. اشكم را بر گونهها جارى مىسازى. زبانم را به توبه باز مىكنى. صداى گريههايم را مىشنوى و شكوه بندگى را در من شكوفا مىكنى. سرّ خلقتم را بر فرشتگان مىنمايانى. پيام اِرْجِعِي إِلىٰ رَبِّكِ را طنين جانم مىكنى. پنجره خانۀ دلم را مىگشايى و نفحات ربّانى را در آن مىدمى. نفس پرآشوبم را به آرامش مىرسانى و به زيور اطمينان آراسته مىگردانى.