142خود را در راه نشر احكام الهى و ارشاد جامعه، با رعايت آداب اجتماعىِ برخورد، به كار گيرد.
اين واجب الهى از چنان اهميتى برخوردار است كه يك مسلمان در هيچ شرايطى نمىتواند از زير بار آن شانه خالى كند. مولاى متقيان على(ع)مراتب امر به معروف و نهى از منكر را به دست، زبان و قلب تسرّى مىدهد. ايشان كمترين مرتبۀ نهى از منكر را انكار قلبى آن مىدانند، كه اگر انسان مؤمن در اين مرتبه از امر به معروف و نهى از منكر نباشد موجودى وارونه مىشود. اهميت اين دو ضرورت الهى تا آنجاست كه بدون امر به معروف و نهى از منكر، ضد ارزشها در جامعه جايگزين ارزشها مىشوند:
إِنَّ أَوَّلَ مَا تُغْلَبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَيْدِيكُمْ ثُمَّ بِأَلْسِنَتِكُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِكُمْ فَمَنْ لَمْ يَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً وَ لَمْ يُنْكِرْ مُنْكَراً قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلاهُ أَسْفَلَهُ وَ أَسْفَلُهُ أَعْلاه. 1
اولين مرحله از جهاد كه در آن باز مىمانيد، جهاد با دستانتان، سپس جهاد با زبان، و آن گاه جهاد با قلبتان مىباشد. پس كسى كه با قلب معروفى را ستايش نكند و منكرى را انكار نكند، قلبش واژگون گشته، بالاى آن پايين و پايين او بالا قرار خواهد گرفت (معكوس و وارونه مىشود).
بنابراين از نگاه امير مؤمنان(ع) جامعه سالم دينى جامعهاى است كه در آن امر به معروف و نهى از منكر به عنوان يك فريضه حاكم باشد.