127فردى هزار بار بدتر از كسى است كه اصلاً به حج نرفته. چنين فردى عاقبت مصداق اين آيۀ شريفه مىشود:
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمٰالاً* اَلَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً (كهف:
104 و 103)
آيا شما را خبر كنيم از زيانبارترين كارها؟ عمل كسانى كه در تلاش دنيا طلبى خود گم شدهاند، و گمان مىكنند كه اعمال آنها بهترين عمل است.
عزّ دنيا بايدت با دين به هم
دين و دنياى كسى نايد به هم
دنيا چنان خود را بر انسان تحميل مىكند و به كارهاى بيهوده وا مىدارد كه آدمى گاهى به شدّت احساس خستگى مىكند و نمىداند كه چرا تا اين اندازه كلافه و كم حوصله است. هر چند فرصت زيارت خانه خدا او را از چنگال اميال دنيوى نجات داده است، اما نبايد كارى كند كه دوباره دنيا و مشغلههاى بىحاصل بر او مسلط شوند و لذّت حضور در حج را از او بستانند.
حضرت استاد حسن زاده آملى با آن همه مراتب علمى و عرفانى و سلوك در طول زندگى مدام مىفرمايد:
باز در سوز و گدازم ز تف دل چه كنم
كار مشكل شده مشكل شده مشكل چه كنم؟
دفتر عمر گشودم كه چه بگذشت از آن
هيچ نگذشت مگر عاطل و باطل چه كنم؟
وقتى شخصيت بزرگى همانند ايشان از حاصل عمرش ناخشنود است،