124
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاٰفِ اللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ لَآيٰاتٍ لِأُولِي الْأَلْبٰابِ* اَلَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّٰهَ قِيٰاماً وَ قُعُوداً وَ عَلىٰ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنٰا مٰا خَلَقْتَ هٰذٰا بٰاطِلاً سُبْحٰانَكَ فَقِنٰا عَذٰابَ النّٰارِ (آل عمران: 190و191)
همانا در آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز نشانههايى براى صاحبان خرد است. كسانى كه در حال قيام و قعود و به حالت (خوابيده به) پهلو ياد خدا مىكنند و در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند و مىگويند: پروردگارا! ما را بيهوده نيافريدى. اى كه منزهى ما را از عذاب دوزخ رهايى بخش.
همچنين آيه:
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ وَ لاٰ تَكُنْ مِنَ الْغٰافِلِينَ (اعراف: 205)
خداى خود را با تضرّع و (به صورت) پنهانى و بىآنكه صدايت را بلند كنى در دل خود در صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش.
از اين آيه فهميده مىشود كه خلوت دو نوع است: خلوت آشكار و خلوت نهان. در خلوت آشكار انسان مؤمن و سالك در ظاهر خود را از همه چيز دور مىكند و در مكانى مقدس مقيم مىشود. امّا در خلوت نهان دل را از غير تهى مىسازد و آن را به كوى يار مبدّل مىكند تا در آن تجلى يابد. به قول خواجۀ شيراز:
خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است
تا كوى دوست هست به صحرا چه حاجت است