96مجازات من مال توست.
نگاهم نكنى، عتابم كنى، اعتنايم نكنى، عذابم كنى حق توست.
مولاى من
زشتىهايم به هيچ كس نگفتى. 1
بدىهايم افشا نكردى.
به خودت قسم اگر ديگران بدىهايم را مىدانستند، نگاهم نمىكردند. 2
اگر خلافهايم را مىدانستند، طردم مىكردند. 3
ولى تو، اى رؤوف طردم نكردى، از چشمت نيانداختى.
الان با همه بار گناهم ذليل و عاجز وحقير و سرافكنده آمدهام. 4
نه شايسته تبرئهام كه عذرم بپذيرى. 5
نه جز تو كسى را دارم نه كمكى. 6
نه دليل منطقى براى جرمم دارم كه به آن استدلال كنم.
نه مىتوانم گناهم را منكر شوم كه همه چيز را مىدانى. 7
اعضايم خود شاهدند و در محكمه خود به نطق رسا مىگويند، من بدم. 8
خدايا مطمئنم در قيامت از اعمالم مىپرسى. 9
چرا با نعمتهايم اينگونه عمل كردى؟
چرا بندگيم را پاس نداشتى؟
چرا دعوت انبيا را نشنيده انگاشتى؟
چرا از رسولانم متابعت ننمودى؟