121پردهپوشيت مغرورم كرد. 1
الان ورشكستۀ به بنبست رسيدهاى با اعتراف به گناه پشت دست به زمين مىزند عذرخواهى مىكند.
جز تو كى مرا از عذاب نجات مىدهد. 2
منى كه نه در خلوت از تو حيا كردم و نه در جلوت رعايت كردم اكنون به عذر خواهى نشستهام. 3
من خيلى مصيبت دارم ( وامصيبتاه). 4
من آنم كه بر مولاى خود جرأت و جسارت ورزيدم. 5
من آنم كه جبار آسمانها را نافرمانى كردم. 6
من آنم كه هرجا مجال نافرمانى پروردگارم و صاحب اختيارم بود به سر دويدم. 7
كى از من مصيبتبارتر است.
كى از من نزد خدايم خجلتر و شرمسارتر است.
در لسان فرشتگان كى از من به سرزنش و ملامت مناسبتر است.
مولاى من
امروز با زبانى تو را عذرخواهى مىكنم كه از فرط گناه لال شده. 8
با قلبى تو را نجوا مىكنم كه جرم و جنايت هلاكش كرده. 9
با پريشانى از حال خودم، با ندامت از گذشتهام، با سرافكندگى از بىحياييم، با اميد به آيندهام، مىگويم تو بهترينى اى خدا.
خداى غفور
ملتمسانه امشب به دعا ايستادهام.