118من عبد توام، اهل توام، مال توام.
با غير تو بيگانهام.
از غير تو بريدهام.
فقط با تو مأنوسم، دلم رودى است كه به درياى مهر تو مىريزد.
خونم واژه واژه توحيدت را كلمه مىسازد.
اين معرفت را تو به قلبم الهام كردى. 1
خدايا! عبد جز در خانه مولايش كجا رود؟ 2
بنده جز درِ خانه خالقش كجا زند؟ 3
خدايا مخلوق توام، دلم به عشق محبوبم مىتپد.
عاشقتم لبهايم به محبت معشوقم ترنم عشق مىسرايد.
عبد توام، به عشق مولايم حياتمندم.
خداى عزيز
اگر به جرم زشتىهايم،
اگر به مكافات حريم شكنىام،
اگر به پاداش غفلتها و ناسپاسيم،
اگر امر كنى به بندم كشند،
اگر لطفت را از من دريغ دارى،
اگر دستور دهى كشان كشان به دوزخم برند تا بسوزم،
اگر بين من و همه آبرومندان درگاهت جدايى افكنى،
اميدم از تو قطع نخواهد شد. 4
آرزويم از عفو تو بر نخواهد گشت. 5
عشق تو از قلبم نخواهد رفت. 6