107
لاٰ تَقْنَطُوا .
از نااميدى نهيم كردهاى. 1
از شكنندگى و يأس بازم داشتهاى.
به رجا و اميد دعوتم كردهاى.
اميد به رحمتت را بر عذابت سبقت دادهاى. 2
تو يأس از رحمت بىانتهايت را گناه كبيره خواندهاى.
رب ودودم
كرم و لطفت از مكافات و مجازات گنهكاران برتر و بالاتر است،
من به آن چشم دارم. 3
پناهندهاى الان درِ خانه تو به ضجه نشسته در مىزند.
به فضل و فيض و گذشتت چشم طمع دارم كه آمدهام.
من از تو فرار كردهام و به سوى تو آمدهام. 4
من از عدلت فرار كردهام به فضلت پناه آوردهام.
من از جزاى گناهانم كه حق من است به انعام و اكرامت كه از جود تو مىجوشد روى آوردهام.
از تجسم زشتىهايم فرار كردهام، به تبلور مهر و كرمت پناهندهام.
از آنچه به من وعده صفح و عفو و غفران دادهاى با دلى پر اميد با عرق شرم به پيشانى آمدهام.
اگر حلمت نبود،
اگر مهرت نبود،
اگر فضلت بر عدلت سبقت نمىجست،
مرا به كردارم مقايسه مىكردى.