97شرافت تو محافظت ننموده، او مىخواست از من كام بگيرد».
مٰا جَزٰاءُ مَنْ أَرٰادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلاّٰ أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذٰابٌ أَلِيمٌ (يوسف: 25)
جزاى كسى كه قصد بدى به خانوادۀ تو كرده جز اينكه زندانى با كيفر دردناكى شود، چه خواهد بود؟
يوسف هم كه چارهاى جز گفتن حقيقت نداشت، همۀ اتفاقهاى پيشآمده را براى عزيز تعريف كرد. عزيز مصر، نمىدانست كه كداميك راست و كداميك دروغ مىگويند. اما يكى از بستگان همسر عزيز مصر گفت:
إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكٰاذِبِينَ* وَ إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصّٰادِقِينَ (يوسف:26و27)
اگر پيراهن او [يوسف] از جلو پاره شده باشد، زليخا راست مىگويد و او [يوسف] دروغگوست و چنانچه از پشت پاره شده باشد يوسف راست مىگويد و زن دروغگ--ويى بيش نيست.
عزيز مصر، دريافت كه وى، حكم درستى داده است. پيراهن را براى عزيز آوردند و او ديد كه پيراهن از پشت پاره شده است. بدينوسيله يوسف(ع) بىگناه دانسته شد. عزيز مصر، به سمت زليخا رفت و او را براى اين خواسته از يوسف، ملامت كرد و به او گفت: «اين از حيله شما زنان است، البته حيله شما شگرف است»، عزيز