73مادر آدمى نمىشود. مادر كسى است كه آدمى را زاييده است. سپس براى عم--ل ظِهار، كفارهاى قرار مى دهد كه اگر كسى به ناخواست اين كلام را بر زبان آورد، از سه طريق مىتواند كفاره بپردازد: آزاد كردن برده، يا دو ماه پى در پى روزه گرفتن پيش از تماس با زن و يا اطعام شصت فقير.
داستانى از خوله
روزى خوله در برابر «عمر بن خطاب» ايستاد، در حالى كه مىخواست او را به عمل صحيح به دستورهاى اسلام، نصيحت كند. از اين رو، خطاب به وى گفت: «اى عمر! تو را از كودكى مىشناسم، هنگامى كه در بازار عكاظ، سوار بر چوب مىشدى و آن هنگام تو را عمير صدا مىزدند. پس از گذشت روزگاران، تو را عمر ناميدند و امروز تو را امير مؤمنان مىخوانند.
زمانى گشايش خداوند نصيب تو مىشود كه تو با مردم مدارا كنى. بدانكه كسى كه از عذاب مىترسد، به خداوند نزديك مىشود. كسى كه از مرگ مىترسد، از گذشت فرصتها نيز هراسان است و كسى كه به حساب روز قيامت ايمان دارد، از عذاب مىترسد».
عمر در برابر خوله ايستاده بود و با دقت به حرفهاى او گوش مىداد و گردنش را در برابر او كج كرده بود، تا اينكه «جارود عبيدى» كه از اطرافيان عمر بود، صبرش سرآمد و با خشم رو به خوله گفت: