74«زياد حرف مىزنى اى زن!»
عمر گفت: «خاموش! مگر او را نمىشناسى؟ او خوله است، كسى كه خداوند از آسمان هفتم صداى او و سخن او را شنيد. به خدا قسم كه حاضرم تا هر وقتى كه بخواهد در برابرش بايستم و جز براى اداى فريضۀ نماز از برابر او كنار نروم و سخن او را بشنوم».