196ميمونه مانند ديگر همسران پيامبر(ص) به خانه ايشان وارد شد و به خاطر تقرّب به رسول خدا(ص)، به عزت و جلال رسيد. او برخلاف برخى از زنان پيامبر(ص) همچون عايشه و حفصه، زن حسودى نبود و به هووهايش آزار نمىرساند.
در برخى از تواريخ آمده: «هنگامى كه زمان وفات پيامبر(ص) فرا رسيد و بيمارى ايشان شدت يافت، ايشان در خانه ميمونه بودند و در روز وفات به خواست ايشان، او را به خانه ديگرى منتقل كردند و ميمونه براى رضايت پيامبر(ص) به اين امر رضا داد، زيرا ميمونه اخلاق بسيار نيكويى داشت و به پيامبر اكرم(ص) عشق مىورزيد.
ميمونه پس از وفات نبى اكرم(ص)، پنجاه سال زنده بود و در تمام اين مدت، عمرش را در پرهيزگارى و تقوا گذراند.
ميمونه از پيامبر اكرم(ص)، چهل و شش حديث روايت كرده است و راويان حديث او عبدالله بن عباس و يزيد بن اصم و تعدادى از تابعين بودهاند.
زنان بسيارى بودند كه آرزوى ازدواج با پيامبر(ص) را داشتند، از جمله ليلى دختر خطيم كه خواهر قيس بن خطيم بن عدى بن عمرو بن سواد بن ظفر بن حارث بن خزرج بن عمرو بود كه خود را بر پيامبر(ص) عرضه داشت، ولى پيامبر(ص) با او ازدواج نكرد و او را به ازدواج مسعود بن اوس بن سواد بن ظفر درآورد. ديگرى امّشريك، كه نامش غزيه دختر جابر بن حكيم بود كه پيامبر(ص) راضى نشد با او ازدواج كند و او هم تا