182دخترى در معبد خدمت نكرده بود و در اصل، دختران اجازه آن را نداشتند كه به معبد جهت خدمت بروند. حنّا درمانده بود كه چه كند، از طرفى نذرى داشت كه بايد ادا مىكرد و از طرفى در عمل چنين چيزى ممكن نبود. ابرهاى اندوه و يأس زندگى حنّا را آكندند، اما خداوند بر ضعف او رحمت آورد و دعاى او را مستجاب و هديهاش را قبول و نعمتش را بر او تمام كرد، زيرا دخترش را به عنوان نذر از او پذيرفت.
فَتَقَبَّلَهٰا رَبُّهٰا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَهٰا نَبٰاتاً حَسَناً (آل عمران: 37)
خداوند مريم را به نيكويى پذيرفت و او را به بهترين نحو پرورش داد.
هنگامى كه مريم فهميد خداوند به او نظر كرده و او را براى تكريم و نعمت دادن برگزيده، خود خرقه مقدس خدمت را پوشيد و به سمت بيتالمقدس رفت. كسانى كه در بيتالمقدس بودند و مىدانستند كه مريم نذر خداوند است و به نوعى نظر كردۀ خداوند است، براى اينكه كفالت و تربيت او را بپذيرند، با هم به رقابت پرداختند و از همه بيشتر، زكرياى نبى مايل بود كه مريم را تحت تكفل و تربيت خود بگيرد. از طرفى زكريا، شوهر خالۀ مريم بود و مورد اطمينان همديگر بودند. بحث و جدل بر سر بر عهده گرفتن كفالت مريم، بالا گرفت و هر كدام براى خود دلايلى مىآوردند كه محقتر و شايستهتراند به اينكه مريم را كفالت كنند، زيرا مىخواستند به اين وسيله، به خدا نزديكتر شوند، چون مىدانستند كه مريم