172بهديدار او مىرفت، مىديد كه او مدام مىگويد: إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ .
حديث افك
مورخان و راويان اهل سنت، عموماً در بازگشت از جنگ بنىالمصطلق، داستان افك و نزول آيه افك را از عايشه با مختصر اختلافى از عروة بن زبير، سعيد بن مسيب، علقمة بن وقاص و عبيدالله بن عتبه و برخى ديگر نقل كردهاند. البته همه سندها به عايشه منتهى مىشود كه او خود داستان را نقل كرده است. ما در ابتدا، قسمتهايى از آن را از روى نقل ابن هشام كه از ابن اسحاق و او به چند واسطه از عايشه روايت كرده را نقل مىكنيم و سپس دربارۀ آن نظر مىدهيم.
عايشه گويد: «هرگاه رسول خدا(ص) مىخواست سفر كند، ميان زنان خود قرعه مىزد و هر كدام قرعه به نامش اصابت مىكرد او را همراه مىبرد. در غزوه «بنىمصطلق» نيز ميان زنان خود قرعه زد و قرعه به نام من اصابت كرد و مرا با خود همراه برد. در سفرهاى رسول خدا(ص) قرار بر اين بود كه هر گاه شتر براى سوارى زنى كه همراه بود، آماده مىشد، زن در ميان كجاوه مىنشست، آن گاه مردانى مىآمدند و پايين كجاوه را مىگرفتند و آن را بلند مىكردند و بر پشت شتر مىنهادند و ريسمانهاى آن را محكم مىكردند، سپس مهار شتر را مىگرفتند و به راه مىافتادند.