143ازايش هشت سال در نگهدارى از گوسفندان و ساير كارها، يارىام دهى و اگر خواستى، مىتوانى بيشتر بمانى، مثلاً تا ده سال، ولى موظف به دوسال پس از آن نيستى، مىتوانى بپذيرى يا نپذيرى، من اميدوارم پيشنهاد مرا قبول كنى، ولى اجبارى در كار نيست. در مقابل مىتوانى اگر خدا بخواهد، از مخلصان وفادار باشى».
موسى(ع) در مدين مردى بود تنها، طرد شده، جدا از خانواده و دوستان، دور از ياران و وطن و وحشتزده از فرعون، آن پيرمرد او را به خانهاش دعوت نموده و پناه داده بود. او نمىدانست با چه زبانى از شعيب(ع) به خاطر اين همه لطف تشكر كند. از اين رو، پيشنهاد ايشان را با كمال ميل پذيرفت.
موسى(ع) با صفورا ازدواج كرد. صفورا دختر شعيب بن ميكيل بن يشجر بود. موسى ده سال را به خدمتگزارى شعيب سپرى كرد. پس از پايان يافتن مدت معلوم، به خاطر وفاى به عهد و امانتدارىاش و به عنوان ارث صفورا از پدر، شعيب چندين گوسفند به موسى(ع) و همسرش هديه كرد. موسى براى وطن، احساس دلتنگى مىكرد و دوست داشت كه دوباره به وطنش بازگردد. موسى(ع) تمامى دارايىاش را جمع كرد، با شعيب وداع نمود و با خانوادهاش عازم مصر شد. شعيب نيز براى موسى(ع) دعا كرد و از خدا توفيق او را خواستار شد.
موسى(ع) به همراه خانوادهاش به سوى جنوب و طور سينا حركت كردند. صفورا باردار بود. مدتى راه سپردند، تا اينكه شب شد