140يا خربيل كه از دوستداران موسى(ع) و از موحدان به دين ابراهيم(ع) و اولين كسى بود كه به موسى ايمان آورد، به موسى خبر داد كه فرعون مىخواهد او را بكشد. موسى(ع) به درگاه خداوند چنين دعا كرد: رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِينَ (قصص: 21) ارادۀ خداوند بر آن قرار گرفته بود كه او را حفظ فرمايد و يارىاش دهد. فرشتهاى بر او نازل شد و گفت: «اى موسى! به دنبالم به مدين بيا و موسى به دنبال او رفت».
موسى(ع) با نگرانى از شهر خارج شد، در حالى كه تمامى توجه باطنى او به خدا بود، كه چگونه مكر ظالمان را از او برخواهد گردانيد. هشت شب راه سپرد تا اينكه به سرزمين مدين رسيد. او هيچ ياور و راهنمايى غير از خدا و نور هدايت او و هيچ توشهاى غير از تقوى نداشت، پياده و گرسنه راه سپرد و همين قدر براى او كافى بود كه از سرزمين فرعون و ستمگران نجات يافته است.
وقتى كه به مدين رسيد، ديد كه عدهاى از مردمان براى آب دادن به گوسفندان خود بر سر چاه جمع شدهاند. هر كدام از آنها، به اعتماد قدرت بدنى كه داشت، سعى مىكرد زودتر از بقيه از چاه آب بكشند. كمى دورتر، دو زن را ديد كه نمىگذارند گوسفندانشان با ساير گوسفندان آب بخورند و مىخواهند پس از رفتن همه آنها، گوسفندان خود را آب دهند.
از آنجا كه در سرشت موسى(ع)، انصاف و حمايت از مظلوم نقش