68بن اكثم وارد مجلس شد و او را از ايجاد فتنه هراسان كرد و گفت: مردم براين باورند كه تو (مأمون) با اين كار (جايز دانستن متعه)، آشوبى به پا كردهاى كه خاصّه و عامّه مردم را دچار فتنه خواهد كرد. اكنون آنه ميان جايز بودن متعه و جايز بودن زنا تفاوتى قائل نيستند!! يحيى چنان مأمون را به هراس افكند كه او از تصميم خود منصرف شد. 1
سياسى بودن حكم
در خوشبينانترين حالت مىتوانيم اين ديدگاه را مطرح كنيم كه شهيد مطهرى(ره) در نقد تحريم خليفه دوم آورده است: نهى خليفه نهى سياسى بود نه نهى شرعى و قانونى. طبق آنچه از تاريخ استفاده مىشود، خليفه دوم در دوره زمامت، نگرانى خود را از پراكنده شدن صحابه در اقطار كشور تازه وسعت يافته اسلامى و اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نمىكرد؛ تا زنده بود مانع پراكنده شدن آنها از مدينه بود؛ به طريق اولى از امتزاج خونى آنها با تازه مسلمانان قبل از آنكه تربيت اسلامى عميقاً در آنها اثر كند، ناراضى بود و آن را طرى براى نسل آينده به شمار مىآورد و بديهى است كه اين علّت امر موقّتى بيش نبود و علّت اينكه