96دريا هر سه به يكديگر متصل هستند و حكم واحد دارند. ما به بركۀ پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام متصل هستيم و پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام به درياى بىنهايت خداوند، ما با اتّصال به بركه، متصل به دريا هستيم. و ميان اين سه جدايى نيست، همه يكى هستند. هر كسى كه به امام حسين عليه السلام وصل شد به پيامبر وصل شده است و هر كسى كه به پيامبر صلى الله عليه و آله وصل شد به خدا وصل شده است؛ چون رضايت اينها، عين رضايت خدا است. پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام سلسلهها و مراتب وجودى هستند.
اما عقيدۀ بتپرستان! در شفاعت چنين نبوده است؛ بلكه آنان معتقد بودند بتها داراى استقلال هستند و دستگاهى مستقلّ از خدا دارند. اگر در امرى احتياج به خدا پيدا شد از خداوند - هرچند به صورت اجبار - مىخواهند كه مشكل درخواست كننده را حل كند، مثل اين است كه دو نفر در جامعهاى زندگى مىكنند؛ يكى پزشك است و ديگرى آموزگار و هر يك به ديگرى نيازمند است و چون به ديگرى نياز دارد مشكل او را برطرف مىكند؛ حتى اگر دلش نخواهد و از روى اجبار باشد.
فضاى حاكم بر بتپرستان، يك فضاى جاهلانه بود؛ چنانكه از مباحث گذشته، به خوبى روشن شد. 1
اعتقاد مشركان بر شفاعت بتها، به طور خودسر
در اينجا مناسب است آياتى كه دلالت دارد بر اين كه شفاعت در عقيدۀ بتپرستان، شفاعت استقلالى بوده است، نه طولى، طرح شود، تا بطلان