84مسألۀ توحيد، علىرغم فطرى بودن آن برهمگان، از روشنترين مصاديق اختلاف در فهم و برداشت است؛ هر كسى، برداشتى غير از ديگرى دارد. برخى از انسانها همانند بتپرستان به جايى رسيدهاند كه بتهايى را كه از چوب و يا سنگ و حتى از كشك و يا از گلى كه با ادرار شتر مىساختند، شريك خداوند و در رديف خدا قرار مىدادند و آنها را همانند خدا مورد پرستش قرار مىدادند و در مقابل آنها خضوع مىكردند؛ بلكه بتپرستان فراتر از اين رفته به طورى كه خدا را رها كرده و تنها بتها را گرفتند و در گمان آنان خدا مقهور و مغلوب بتها قرار گرفت. از اينرو تنها به بتها روى نهادند و به خداوند پشت كرده و او را رها كردند. و اين انسان بتپرست، صفت واحد و وحدت را كه مخصوص خداوند بود براى بت نيز قائل شد و گفت: خدا واحد است؛ همانگونه كه بت واحد است. البته وحدت عددى يعنى خدا يك اله است و بت نيز يك اله و بتها را آلهه دانست. 1تصور بتپرستان اين بوده است كه خداوند، واحد عددى است؛