83
حاصل سخن: تعداد زيادى از آيات دلالت دارد كه بتپرستان، بتها را موجوداتى مستقل، ذى اثر و در عرض خدا مىدانستند. در مقابل، چند آيه كه داراى يك مضمون هستند دلالت داشت كه بتپرستان بتها را شفعاء و وسيلۀ تقرب به خداوند مىدانستند كه اين، ظهور در طوليت دارد. در مقام جمعبندى بين اين دو دسته از آيات، روشن كرديم كه شفاعت، ملازم با طولى بودن نيست؛ بلكه مىتواند عرضى نيز باشد؛ يعنى در عين حال كه بتپرستان، بتها را در عرض خدا مىدانند، معتقد باشند كه بتها مىتوانند، پيش خدا واسطهگرى كنند كه مدعاى ما همين است.
براى روشن شدن اين مطلب، به طرح سخنان «الميزان» كه تحت عنوان «كلام في معنى التوحيد فى القرآن » آمده است، مىپردازيم كه حاصل آن چنين است :
توحيد بتپرستان، توحيد عددى بوده است و توحيد موحدان توحيد محض و حقيقى بوده است؛ يعنى توحيدى كه ثانى ندارد. هر كس كه در معارف اسلامى عميق بينديشد، بدون ترديد مىفهمد كه مسألۀ توحيد از جهت فهم و درك از دشوارترين و پيچيدهترين مسائل اسلامىاست و سبب دشوارى آن، از اين جهت است كه افق آن فراتر از مسائل عمومى است كه براى همگان قابل فهم است.
بالطبع، مسألهاى كه اين چنين دشوار باشد انديشمندان در درك آن وتصديق آن برداشتهاى گوناگونى خواهند داشت واين بدان جهت است كه انسانها از جهت ساختمان جسمانى و روحى، يكسان نيستند؛ بعضى تيز هوش، بعضى كودن و بعضى متوسطاند وهمين امر موجب اختلاف در برداشت است.