82بنابراين آيه نه تنها دلالتى بر طولى بودن ندارد، بلكه دليلى بر استقلال بتها است. و اگر معناى آن، ضميمه شدن باشد؛ يعنى بتها از خدا درخواست مىكنند كه مشكل ما را حل كند و اين يعنى اعتقاد به طوليت و جواب آن چنين است:
در معناى «شفع» و «شفاعت» هرگز مفاد عدم استقلال، در شافع گنجانده نشده است؛ بلكه صرفاً معناى جفت در وى نهفته است. همانگونه كه ملاحظه مىكنيد «شفع» در لغت به معناى جفت و زوج است، در مقابل «وتر» و شافع و شفيع به معناى كسى است كه به جهت درخواست حاجتى، براى ديگرى واسطه مىشود.
در هيچ يك از اين موارد، نيامده است كه شفيع در برابر مشفع، استقلال دارد يا ندارد. ممكن است مستقل باشد و ممكن است استقلال نداشته باشد. اينگونه نيست كه استقلال، در مفهومِ شفاعتى كه واسطهگرى است، نهفته باشد؛ بلكه شافع در طول مشفع است. مثلاً دو نفر كه هر يك مدير مستقلى در مدرسهاى هستند، گاهى براى بعضى از مشكلات دانشآموزان، پيش همديگر، شفاعت مىكنند.
شفاعت مأذون و غير مأذون
البته بايد توجه داشت شفاعتى كه در قرآن مورد نهى قرار گرفته است، شفاعتى است كه شافع، مستقل باشد؛ اما در موردى كه شافع استقلال ندارد و در طول خداوند است، ممنوع نشده است. اين مطلب را صاحب «الميزان» به طور مشروح توضيح داده است. 1