80توضيح آنكه، وقتى بتپرستان معتقد بودند كه بت آنان، مشكل را با كمك گرفتن از خداوند حل مىكند، اين خود اقرار و اعتراف است به اينكه از بت كارى ساخته نيست، آنها مىگفتند: تنها ارباب بتها مىتوانند از خداوند درخواست كنند تا مشكل حل گردد. اگر از خود او كارى ساخته بود، مستقيماً مشكل را حل مىكرد، چه نيازى به وساطت و درخواست از خداوند بود. اگر بتپرست، بت را مؤثر مىدانست، براى گرهگشايى به خودِ بت مراجعه مىكرد ونيازى نبود كه بت را واسطه قرار دهد؟
بتپرستان به بتها مىگفتند : «هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ» ، اين خود نشاندهندۀ اين است كه بتپرستان اعتقاد نداشتهاند كه بتها در رديف خدا و داراى اثر هستند، بلكه قدرت آنها را مقهور قدرت خدا مىدانستند واين همان معناى طوليت است. در شفاعت اين معنا نهفته است كه درخواست كنندۀ شفاعت، داراى مشكل است و شفيع، توان برآوردن خواستۀ او را ندارد وصرفاً به خاطر عزت و احترامى كه دارد، مىتواند پيش كسى كه قادر بر انجام آن خواسته است، وساطت كند. 1
مؤيد اعتقاد به طوليت، در نزد مشركان
با توجه به اين كه در آيات ديگر قرآن، تصريح شده است كه بتپرستان، قائل بودهاند كه همۀ بتها مخلوق خداوند هستند و از خود استقلالى ندارند، بلكه همۀ آسمانها و زمين و آنچه بين آن دو است مخلوق خداوند هستند. طبعاً هر تأثيرى كه بت داشته باشد، بايد مربوط به خداوند باشد؛ چون خودِ بت، مخلوق خداوند است و آثارش هم مخلوق خداوند است.