73كه بتها مستقل هستند و در عرض خدا، اراده و تدبير دارند، اقامه شد.
اينك به بررسى و نقد استدلال كسانى كه مىگويند، مشركان بتها را در طول خدا مىدانستند و براى آنها استقلالى معتقد نبودهاند، مىپردازيم.
مطلب دوّم: دلايل اعتقاد به طوليت
(عدم استقلال)
و نقد آنها
مقصود از طولى بودن، آن است كه بتپرستان بتها را واسطۀ بين خود و خدا قرار مىدادند و استقلالى براى بتها قائل نبودهاند.
دليلى كه برخى از بزرگان، براى طولى بودن اراده و تدبير بتها در طول اراده و تدبير خداوند و عدم استقلال آنها مطرح كردهاند، منحصر به آياتى است كه بر بتها اطلاق شفيع شده است. روشنترين آنها از نظر دلالت اين آيه است :
«وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللّٰهَ بِمٰا لاٰ يَعْلَمُ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِي الْأَرْضِ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالىٰ عَمّٰا يُشْرِكُونَ » 1؛ «آنها غير از خدا چيزهايى را مىپرستيدند كه نه به آنان زيان مىرسانند، و نه سودى مىبخشند ومىگويند : اينها شفيعان ما نزد خدا هستند. بگو : آيا خدا را به چيزى خبر مىدهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد؟! منزّه است او، و برتر است از آن همتايانى كه قرار مىدهند!»