70ناخرسندى بتپرستان مىشود. ذكر يگانگى، به معناى نفى اله بودن بتها است كه موجب تنفر آنان مىشود.
نكتۀ قابل دقت، در تعجب آنان است كه پيامبر از آنان خواسته، از تعدد اله دست بردارند. روشن است كه تعدد اله در صورتى است كه الهها در رديف خدا و به طور مستقل باشند؛ زيرا اگر از اوّل عقيدۀ مشركان بر اين بود كه بتها استقلالى از خود ندارند و قدرت آنان در طول قدرت خداوند است، در اين صورت اين سخن كه پيامبر آمده تا چند خدا را، يك خدا قرار بدهد، ناصحيح است؛ چون از اوّل، خدا چند تا نبوده، بلكه خدا يكى بوده، به تعبير ديگر مىتوان گفت : دعوت به يگانگى خدا و توحيد، توسط پيامبر صلى الله عليه و آله ، دليل بر تعدّد و استقلال خدايان در عقيدۀ مشركان بوده است.
دليل چهاردهم : نفى كفو
استدلال چهاردهم، براى اثبات هم رديف بودن بتها با خداوند، در عقيدۀ مشركان، نفى كفو است:
«قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ اَللّٰهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ».
اين سوره كه شعار اهل توحيد است، خداوند را به يگانگى معرفى مىكند و او را بر غنى توصيف مىكند و هرگونه زاد و ولد را از او نفى مىكند و در پايان، داشتن كفو را، از او نفى مىكند.
«كفو» به معناى نظير، همطراز و عِدل است. «الكفو» : النظير. 1 «شاتان