69نداريم. پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب فرمود : فقط يك كلمه بگوييد و مالك عرب و عجم شويد و آن كلمۀ توحيد؛ يعنى «لا اله الا الله» است. آنها با شنيدن اين سخن برخاستند و جلسه را ترك كردند و گفتند: او همۀ خدايان را يك خدا كرده است. آنگاه اين آيات نازل شد.
از آيات فوق دو نكته استفاده مىشود :
نكتۀ اوّل : عقيده به توحيد و دست كشيدن از بتها، براى مشركان بسيار جاى تعجب بوده است؛ لذا با تعبير: إِنَّ هٰذٰا لَشَيْءٌ عُجٰابٌ ، گفتند: اين دعوت به توحيد و رها كردن بتها بسيار عجيب است. «عُجٰابٌ » به معناى كار بسيار شگفت است. گويا آنان پذيرش عقيدۀ توحيد و دست كشيدن از بتها را امرى محال مىدانستند تا آنجا كه شنيدن چنين پيشنهادى براى آنان، غير منتظره و باور نكردنى بود.
نكتۀ دوّم : همديگر را به پايدارى در آيين بتپرستى دعوت مىكنند؛ «وَ اصْبِرُوا عَلىٰ آلِهَتِكُمْ» ؛ به همديگر مىگويند : امروز روز استقامت و پايدارى، در دفاع از آيين بتپرستى است.
وجه استدلال:
سخن ما اين است كه بنابراين كه بتها در طول خداوند و در رتبۀ بعد از بارى تعالى باشند مشركان خود معتقد به توحيد هستند و انزجار و تنفر بىمعناست؛ زيرا ديگر مشركى در ميان نيست، بلكه آنان نيز موحد هستند.
لذا نه تنها آنان نبايستى متنفر باشند، بلكه بايد از ياد خدا و توحيد خوشحال باشند. انزجار و تنفر در فرضى متصور است كه بتها در رديف خداوند و همطراز خداوند باشند. در اين فرض است كه نفى تعدد اله موجب