168
«لِيَعْبُدُونِ» ، در اصل «ليعبدونى» بوده كه «ياى» متكلم، حذف شده است و كسرۀ در نون وقايه، بر آن دلالت دارد. و «لام» در «ليعبدون»، براى غايت است؛ يعنى هدف از آفرينش، بندگى خدا بوده است.
توحيد، مطابق فطرت بشريت است
برخلاف شرك - كه يك حركت قصرى و برخلاف فطرت است - توحيد دقيقاً خواستۀ درون انسانها است. دليل بر فطرى بودن آن، در بحث «توحيد مشركان، در شرايط بحرانى» گذشت كه حاصل آن چنين است: آياتى دلالت دارد بر اين كه در هنگام طوفانى شدن دريا و مانند آن، مشركان خداى واحد را به كمك مىطلبيدند و بتها را كنار مىزدند. در اينجا مناسب است به اين آيه نيز اشاره شود :
«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا لاٰ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ النّٰاسِ لاٰ يَعْلَمُونَ » 1؛ «پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن. اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست، اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمىدانند.»
«فِطْرَتَ اللّٰهِ» ، به معناى «اتبع فطرت اللّٰه» است. مراد از «فِطْرَتَ اللّٰهِ» ، همان توحيد است كه خداوند روح انسان را همراه خداپرستى آفريده است. از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده: «هر كسى بر فطرت توحيد و خداشناسى،