152تدبير بهرهمند است، اين جا است كه براى تقرب به او، نذر مىكند، قربانى مىكشد، توسل مىجويد، استغاثه مىكند و سجده مىكند.
قرآن با اين شرك، مبارزه كرده است و آيات بسيارى در ردّ اين شرك، نازل شده است و انبيا درگير مبارزه با اين نوع شرك بودهاند.
دوم: عبادتكننده و استغاثهكننده، براى موجود مورد استغاثه و معبود خويش، در برابر خداوند استقلال معتقد نيست و آن موجود معبود را در رديف خداوند نمىداند و معتقد به شرك در ربوبيت نيست؛ بلكه عقيده دارد، ربّ همۀ جهان يكى است و آن اللّٰه است و تدبير تمام موجودات، در دست تواناى او است و همۀ جهانِ هستى با اذن خدا تدبير مىشود و فعلى كه در تكوين صادر مىشود، به طور مستقيم يا غير مستقيم، با اذن خداوند است. احيا و شفاى عيسى به اذن خدا است. هيچ امرى بدون اذن خدا، محقق نمىشود. هيچ موجود ديگرى در رديف خدا نيست، نه در ايجاد و نه در ربوبيت.
او معتقد است بيمار او با اذن خدا شفا مىيابد - در توسل به پيامبر و يا امام عليه السلام نيز اعتقاد او بر اين است كه پيامبر به اذن خدا شفا مىدهد - به اذن خدا مشكل او را حل مىكند، او معتقد است خداوند فرموده است: «وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ » 1؛ «از وسايل كمك بگيريد.» همانگونه كه ما از دارو استفاده مىكنيم و معتقديم اثر دارو از آنِ خداوند است و با خوردن دارو بهبود مىيابيم و اين را شرك نمىدانيم - استغاثه به پيامبر و امام نيز چنين است.
معتقديم؛ خداوند به پيامبر و امام عليه السلام جايگاهى رفيع داده، خداوند بيمار را به احترام وساطت پيامبر شفا مىدهد - در اين جا همهاش توحيد