131بيدار گردد و از عالم خيال خارج شوند. براى تكميل بحث قبل در اين باره چند آيه را ذكر مىكنيم :
آيۀ اوّل:
«يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبٰاباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبٰابُ شَيْئاً لاٰ يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّٰالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ » 1؛ «اى مردم! مثلى زده شده است، به آن گوش فرا دهيد : كسانى را كه - غير از خدا - مىخوانيد، هرگز نمىتوانند مگسى بيافرينند، هرچند براى اين كار دست به دست هم دهند؛ و هرگاه مگسى چيزى از آنها بربايد، نمىتوانند آن را بازپس گيرند. هم اين طلب كنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم اين عابدان و هم آن معبودان).»
«ضُرِبَ مَثَلٌ» ، به دو معنى آمده است : 1 - بر ما لازم شده، مثلى بزنيم، پس مثل را بشنويد. 2 - «ضرب لى مثل » ؛ يعنى براى من (خدا) شبيه و مثلى از بتها قرار دادهاند. 2اين آيه به روشنى، ضعف بتها را نمايان كرده است؛ يعنى مىخواهد بگويد: موجودى كه در برابر مگسى عاجز است، چگونه مىتواند شريك خداوند قادر مطلق باشد، هيچ تناسبى بين اين دو شريك نيست.
به راستى بيانى گوياتر از اين مىتوان پيدا كرد، تا نهانِ خفتۀ بتپرستان را بيدار كند؟ در آيۀ بعد آمده است :