132
«مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ» 1؛ «خدا را آن گونه كه بايد بشناسند، نشناختند؛ خداوند قوى و شكستناپذير است.»
گويا اين آيه، از در گلايه مىگويد: خدا را به عظمت نشناختند و موجودات ضعيفتر از مگس را با آن همطراز كردند؛ در حالى كه او صاحب قدرتِ شكستناپذير است.
آيۀ دوم:
«قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ يَمْلِكُونَ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِي الْأَرْضِ وَ مٰا لَهُمْ فِيهِمٰا مِنْ شِرْكٍ وَ مٰا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ» 2؛ «بگو : كسانى را كه غير از خدا (معبود خود) مىپنداريد، بخوانيد! (آنها هرگز گرهى از كار شما نمىگشايند؛ چرا كه) آنها به اندازۀ ذرهاى در آسمانها و زمين مالك نيستند و نه در (خلقت و مالكيت) آنها شريكاند، و نه ياور او (در آفرينش) بودند.»
در «كشاف» آمده است: تقدير «زَعَمْتُمْ » چنين است : «زعمتموهم آلهة » ، «هم » كه مفعولبه اوّل و «الهة» كه مفعولبه دوم است، حذف شدهاند؛ يعنى شما كسانى را بخوانيد كه تصور مىكنيد، خدايان شما هستند.
«شرك »، به معناى نصيب و بهره است.
«وَ مٰا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ» ؛ يعنى از ناحيۀ بتها، براى خدا ياورى نبود.
آيات ديگرى نيز در اين باره هست . 3