126خداوند رحمان مىخواست ما آنها را پرستش نمىكرديم. ولى به اين امر هيچ گونه علم و يقين ندارند و چيزى جز دروغ نمىگويند. يا اين كه ما كتابى پيش از اين به آنان دادهايم و آنها به آن تمسك مىجويند؟! بلكه آنها مىگويند : ما نياكان خود را بر آيينى يافتيم، و ما نيز به پيروى از آنها هدايت يافتهايم و اين گونه در هيچ شهر و ديارى پيش از تو پيامبر انذار كنندهاى نفرستاديم؛ مگر اين كه ثروتمندان مست و مغرورِ آن گفتند : و ما پدران خود را بر آيينى يافتيم و به آثار آنان اقتدا مىكنيم (پيامبرشان) گفت : آيا اگر من آيينى هدايتبخشتر از آنچه پدرانتان را بر آن يافتيد، آورده باشم (باز هم انكار مىكنيد)؟! گفتند : آرى! ما به آنچه شما به آن فرستاده شدهايد كافريم.»
از اين آيات استفاده مىشود كه بتپرستان، صرفاً با تقليد كوركورانه از نياكان خود، آيين بتپرستى را برگزيده بودند و هيچ استدلال و منطقى بر آن نداشتند.
بتپرستى خيالِ خام
از مجموع بحثهاى گذشته، روشن شد كه آيين بتپرستى، به جز يك سلسله اوهام، چيز ديگرى نيست و مبتنى بر هيچ دليل عقلى و نقلى نيست.
از اين اوهام، در آيات قرآن، گاهى به «زعم» (خيال) و گاهى به «پيروى از ظن» و مانند آن، تعبير شده است. از باب نمونه به چند آيه اشاره مىشود :
آيۀ اوّل:
«وَ يَوْمَ يُنٰادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكٰائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ» 1؛