109معاد را باور داشتند) و گفتۀ صاحب «الميزان» (مشركان معاد را باور نداشتهاند) را با اين بيان جمع كنيم: كلام مشركان اين بوده است كه معادى در كار نيست؛ اما به فرض اينكه معادى هم باشد، بتها در قيامت براى ما شفاعت خواهند كرد. و مقصود از «هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ » شفاعت اخروى باشد، امّا به صورت مفروض؛ يعنى بر فرض كه قيامتى باشد، بتها پيش خداوند شفيع ما هستند و تا بت را داريم، غم نداريم! التزام به اين سخن بُعدى ندارد و مىتوان در اين باره به اين آيه استشهاد كرد :
«وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلىٰ رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنىٰ » 1؛ «و گمان نمىكنم قيامت بر پا شود؛ (و به فرض كه قيامتى باشد) هرگاه به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداشهاى نيك است.»
مشركان و انكار معاد
گرچه آيات مربوط به انكار معاد، توسط مشركان بسيار است؛ ولى ما براى رعايت اختصار به يك آيه بسنده مىكنيم و علاقهمندان بحث را، به اصل كتاب ارجاع مىدهيم:
«بَلْ قٰالُوا مِثْلَ مٰا قٰالَ الْأَوَّلُونَ* قٰالُوا أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ كُنّٰا تُرٰاباً وَ عِظٰاماً أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ* لَقَدْ وُعِدْنٰا نَحْنُ وَ آبٰاؤُنٰا هٰذٰا مِنْ قَبْلُ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِيرُ الْأَوَّلِينَ » 2؛ «(نه،) بلكه آنان نيز مثل آنچه