108بحث را به طور مشروح، در جلد بيستم از «الميزان» 1، ذيل آيۀ «اَلَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ » ، آورده است. چكيدۀ سخن ايشان چنين است : مشركان، دربارۀ قيامت به چهار گروه تقسيم مىشدند، كه همۀ آنها در اصلِ انكارِ معاد، اتفاق نظر داشتند .
نگارنده، در اصل اين مطلب، كه مشركان منكر قيامت بودهاند با صاحب «الميزان» هم عقيده است؛ ولى تقسيم آنها به چند گروه را قبول ندارد. 2
جواب از مجمع البيان
پاسخ ايشان، از كلام صاحب «الميزان» روشن مىشود؛ زيرا آن گونه كه در «الميزان» آمده است : «مراد از «هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ» ، شفاعت در دنيا، براى رفع گرفتارى و بلايا و جلب خيرات است، نه شفاعت اخروى؛ يعنى بتپرستان معتقد بودهاند كه بتها؛ در سلسلۀ علل و معلولها و اسباب و مسببات قرار دارند و در امور دنيا تأثيرگذار هستند و اگر مشكلى براى بتپرستان پيش آيد، بتها مىتوانند آن را حل كنند. به عبارت ديگر، در ارادۀ خدا تأثيرگذار هستند و اسباب را طبق خواستۀ خود، محقق مىسازند. پس وساطت و شفاعت مربوط به امور دنيايى بوده است، نه امور اخروى. و مراد از شفاعت، در تمام آياتى كه سخن از شفاعت شده است، همين است و هيچ ارتباطى به شفاعت اخروى ندارد.
به نظر نگارنده، ممكن است بتوانيم ميان گفتۀ «مجمع البيان»، (مشركان