107
نظراتى دربارۀ اعتقاد مشركان به معاد
1- نظر «مجمع البيان» و «كشاف»، اين است كه مشركان، معاد را باور داشتهاند. طبرسى در ذيل آيۀ «اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ » 1 گفته است : اين آيه در مقام نفى شفاعت است؛ يعنى در روز قيامت كسى براى كسى شفاعت نمىكند، مگر به اذان خداوند؛ زيرا مشركان معتقد بودهاند كه در قيامت، بتها داراى مقام شفاعت هستند، اين آيه، در مقام ردّ عقيدۀ آنان است و شبيه اين مطلب را، ذيل آيۀ «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللّٰهَ بِمٰا لاٰ يَعْلَمُ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِي الْأَرْضِ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالىٰ عَمّٰا يُشْرِكُونَ » گفته است. 2 همچنين «كشاف» در ذيل آيۀ مزبور، گفته است : مشركان به معاد اعتقاد داشتهاند و يكى از مقامهايى كه براى بتها قائل بودهاند، مقام شفاعت بود.
2- صاحب «الميزان» مىگويد : مشركان عقيده به معاد نداشتهاند و اين