387در اينجا اين پرسش رخ مىنمايد كه اگر مخبت به مقام اطمينان و خشوع و خضوع مىرسد، چگونه با ياد خدا دچار وجل و اضطراب مىشود؟ در پاسخ بسا بتوان گفت: شكى نيست مخبت به مقام اطمينان رسيده است، ليكن با ذكر خدا و احساس حضور در محضر حق قلبش منفعل شده و آماده دريافت فيض الهى مىگردد، لذا از اين جهت مضطرب است.
لطايف و اشارات
1. كسى كه به درجه اخبات رسيده است، از يك سو هم در بعد فردى (خدا ترسى) برنامه دارد و هم در بعد اجتماعى (صبر). و از سوى ديگر هم در بعد اعتقادى (نماز و ارتباط با خدا) حضور دارد، و هم در بعد اقتصادى (انفاق به مردم).
3. مىگويند: از اين چهار مفهوم، وجل، صبر، نماز و انفاق، نقش محورى با ترس است و بقيه اثر آن مىباشد، بدين معنا كه وجل قلوب دو اثر دارد: يكى صبر بر مصائب، دوم اشتغال به خدمت كه در قالب خدمت به نفس يعنى؛ نماز. و خدمت به مال يعنى؛ انفاق صورت مىگيرد. 1
4. با توجه به اين كه مرتبه بيم و وجل قلب در انسانها متفاوت است، هر كس به فراخور استعدادش از اين مقام «إِذٰا ذُكِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ»، برخوردار خواهد شد.
5. مهمترين مصداق ذكر الهى كه اثر در قلوب دارد قرآن است كه مىفرمايد: «اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلىٰ ذِكْرِ اللّٰهِ (زمر: 23)».
***