386وجل به حالتى گفته مىشود كه وقتى در انسان پيدا شود دچار نوعى اضطراب و سلب طمأنيه مىشود. و خوف اضطراب از برخورد با ضرر مشكوك است. و خشيت ترسى است كه در مقابل عظمت و علوّ مقام به انسان دست مىدهد. 1 صفت دوم شكيبايى است كه فرمود: «اَلصّٰابِرِينَ عَلىٰ مٰا أَصٰابَهُمْ» . صبر بر مصايب شامل صبر در مصيبت، صبر در معصيت و صبر بر طاعت و به خصوص پايدارى در انجام تكاليف مىباشد. سومين صفت برپايىنماز است كه فرمود: «اَلْمُقِيمِي الصَّلاٰةِ» . كه با اين خصيصه هم به طهارت روحى دست مىبايد و هم به طهارت جسمى. و بالاخره صفت چهارم اين است كه انفاق مىكنند، كه فرمود: «مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ يُنْفِقُونَ» . به هر صورت هر كس متصف به چنين اوصافى باشد مخبت خواهد بود.
آنچه در اين ميان مهم است اين كه نماز و زكات در همه مراحل وجود دارد، ايقان وجه مميّز احسان از ايمان است، بدين معنا كه ايمان به اضافه يقين مساوى با احسان مىباشد. و وجه مميّز احسان با اخبات صفت صبر است كه اگر همه ارزشهاى قبلى با صبر جمع شود فرد مخبت خواهد شد، البته مفهوم تقوا نيز داريم كه در همه مراحل مىتواند حضور داشته باشد، و به اصطلاح مراتب تشكيكى دارد.
همه اين اوصاف چهارگانه در حجّ بيت الله الحرام نمود و تجلى دارد، زيرا اصل خدا ترسى و توجه به خداست كه انسان را به سفر حجّ وا مىدارد، در اين سفر حوادثى كه پيشامد مىكند، و نيز سختى سفر، دورى از خانواده را تحمل مىكند. در اين سفر ارتباط با خدا دارند كه مهمترين نمود آن برپايى نماز است. و انفاق از مال خود كه از هزينه سفر گرفته تا كمك به فقرا و مساكين در طول سفر، همه از مرتبطين با برنامه حجّ است.