287
*آيه پانزدهم
«جَعَلَ اللّٰهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرٰامَ قِيٰاماً لِلنّٰاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلاٰئِدَ ذٰلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ يَعْلَمُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللّٰهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (مائده: 97)».
شرح واژگان
أ. كعبه: كعب در لغت، به معناى برآمدهگى، بلند و ارتفاع چيزى است. 1 و كعبه به معناى مربع بودن [همراه با ارتفاع]است. 2 در وجه نامگذارى بيت الله به كعبه ممكن است به دليل مكعب بودن، و يا مرتفع بودن آن باشد. برخى بر اين باورند كه اين واژه در برآمدى معنوى(رفعت) نيز به كار مىرود. و از اين باب است كه بر كعبه به دليل رفعت مقام، شرافت و منزلت اطلاق مىشود. 3ب. قيام: قيام از نظر ساختارى سه نحو كاربرد دارد: يكى به معناى مصدرى كه به معناى قيام نمودن است، چنانكه در تعابير قام و يقوم، اقام، يقيم و يقيمون اراده مىشود، كه معمولاً به دو نوع قيام تهييى مثل: «إِذٰا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاٰةِ (مائده: 6)»، و قيام تلبسى مثل: «كُونُوا قَوّٰامِينَ لِلّٰهِ (مائده: 8)» به كار مىرود. دوم به معناى جمع قائم؛ چنانكه مىفرمايد: «فَإِذٰا هُمْ قِيٰامٌ يَنْظُرُونَ (زمر: 68)». و سوم به معناى ابزار نگهدارى و قوام چيزى است. 4 مثل: «وَ لاٰ تُؤْتُوا